شهید غیرت

گلویی باز با تیغ آشنا شد

جوانی هیئتی حاجت روا شد

همان وقتی که خونش بر زمین ریخت

به خود گفتم که تهران کربلا شد

شاعر : مهدی شریفی

/ 7 نظر / 40 بازدید
من یک شهید خلیلی ام

سلام علیکم با اجازه ی شما مطالب وبلاگتون در فیسبوک و در پیج"من یک شهید خلیلی ام" استفاده شد یازهرا س facebook.com/IAmAmerNaahi

سمیه

سلام شب سبز بهاری رجبی شما سراسر پاکی و صفا التماس دعا مراقب حرف هایی که به خودتان می زنید باشید، شما شنونده حرف هایتان هستید!

کلبه شعر

اگر خدا فرمود لیاقت شهادت نداری گویم مگر انچه را که تابحال داده ای لیاقتش را داشته ام

آسمان

سلام خواهر گلم. خیلی قشنگ بود.. روح شهید خلیلی گرامی شاد..[گل]

علی مجیر

بین شعرها درباره ایشون این خیلی قشنگ و ملموس بود عالی

نسیم...

ساز دلت که کوک نباشد … فرقی نمی کند کجا باشی ! سرزمین مادری ؛ یا خانه پدری هر دو یک رنگ دارد، رنگ دلتنگی ممنون که سرزدید...

زوار

جالب بود خدا رحمتش کنه به ما سری بزن Zovar14.blog.ir