ناگفته هایی از زندگی شهید حسین غلام کبیری

  

 

به گزارش خبرنگار مهر عصر جمعه گروهی از جوانان ارزشی با حضور در خانه شهید حسین غلام کبیری دیدار و گفتگو کردند. مادر شهید کبیری در این دیدار گفت: پسرم 25 خرداد 82 وارد بسیج شد و در 25 خرداد 88 به مقام شهادت رسید. حسین عاشق مولا امام حسین(ع) بود و همیشه برای سالار شهیدان عزاداری می کرد. یادم هست برای تمام مناسبتها پیراهن مشکی بر تن داشت از وفات حضرت رقیه تا وفات حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و به ائمه احترام خاصی داشت.

مادر شهید حسین کبیری می گفت: روزی که حسین شهید شد روز مادر بود. گفت مادر جان امسال پول نداشتم برایت هدیه بخرم ولی حالا که دیپلم گرفتم و در دانشگاه قبول شدم سرکار هم می روم و جبران می کنم. وقتی که می خواست برای آخرین بار از خانه بیرون برود همه جا را نگاه کرد و بعد درب را بست و رفت. همیشه می گفت من روزی شهید می شوم. می گفتم: پسرم جنگ نیست که تو شهید بشوی می گفت: نه مطمئن باشید شهید می شوم.

مادر شهید هنوز هم چشمانش اشک بود و تصاویر فرزندش را بر درو دیوار خانه نصب کرده بود. می گفت: با لباسها و تصاویر و میز کار حسن زندگی می کنم. هنوز صدای نوحه هایش در خانه است. شوخی هایی که با من می کرد. حسین با اینکه حتی سنش برای رای دادن قانونی نبود ولی تا جفت کردن کفشها و دادن غذا به تا شب رای گیری در مسجد محل کار می کرد و خسته و کوفته به خانه می آمد. وقتی شهید شد همه از مرام و وفایش گفتند. سر مزار حسین افرادی می آیند که من آنها را نمی شناسم ولی آنها از حسین می گویند.

فرشته اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهمفرشته

/ 4 نظر / 50 بازدید
محمد

سلام.وبلاگ بسيار معنوي داريد مخصوصا باسرزدن به خانواده هاي شهدا انشالله اجرتان با شهدا به ما در اداره وبلاگ و بهترشدن جذب وبلاگ كمك كنيد

افسر سایبری موعود

سلام بزرگوار ممنون از حضورتون. یاعلی[گل]

مهدی

پس کی می رسد لحظه ی شهادت ما؟؟؟ [رویا]

sun.girl.maedeh

خیلی خوب بود ممنون به وبم سر زدی